على محمدى خراسانى

369

شرح مكاسب (فارسى)

مسألهء باز هم بيع صاعى از صبرهء طعام وقتى كه فروشنده مىگويد : « بعتُ صاعاً من صبرةٍ » گاهى مراد طرفين معلوم است و هر دو متفقّ هستند بر اين كه اشاعه يا فرد مردّد يا كلّىِ فى المعيّن را قصد كرده‌اند ، حكمش همان است كه در مسألهء قبل گذشت ولى گاهى مراد طرفين معلوم نيست يا به اين نحو كه در واقع يكى از اين خصوصيّات را اراده كرده‌اند ولى فعلًا يادشان رفته كه آيا مرادشان اشاعه بوده ؟ يا كلّى ؟ و يا به اين نحو كه در واقع خصوصيّتى را اراده نكرده‌اند و فقط مفاد صاعى از صبره‌اى را در نظر گرفته‌اند ، سخن در اين است كه : چنين بيعى بر صورت دوّم از سه صورت مسأله قبل حمل نمىشود زيرا آن صورت عند المشهور باطل بود و فعل مسلم حمل بر صحّت مىشود ، ولى آيا بر وجه اوّل ( اشاعه و كسر مشاع ) حمل مىشود ؟ يا بر وجه سوّم ( كلّى فى المعيّن ) حمل مىشود ؟ در اين رابطه دو وجه بلكه دو قول است : 1 - عدّه‌اى بر وجه اوّل حمل كرده‌اند و عدّه‌اى بر وجه دوّم و اين قول از شيخ طوسى « 1 » شهيد اول « 2 » شهيد ثانى « 3 » محقق ثانى « 4 » و گروهى حكايت شده و محقق ثانى در جامع المقاصد دو دليل هم بر اين قول اقامه كرده : 1 - از عبارت مذكور ( بعتُ صاعاً من صبرة ) كلى فى المعين به فهم و ذهن سبقت مىگيرد يعنى وجه ثالث متبادر است و نزد عرف اين معنا فهميده مىشود ، پس كلام ظهور در اين پيدا مىكند . 2 - روايت بُريد بن معاويه : شخصى سى هزار دستهء نى از يك نيزار در انبارى روى هم انباشته كرده و مرد ديگرى ده هزار دسته از آنها را خريده و فروشنده در مقام فروش گفته : از اين نىها ده هزار دسته را فروختم ( مثل اينكه : از اين صبرهء گندم ده صاع را فروختم ) و خريدار گفته : خريدم و راضى شدم و قبول كردم ، سپس هزار درهم از بابت ثمن داده و كسى را وكيل نموده تا نىها را تحويل بگيرد ، و قبل از قبض و اقباض صبح كردند در حالى كه آتشى در خرمنِ نىها افتاده و بيست هزار دسته سوخته و تنها ده هزار دسته باقى مانده ، حكم چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : اين ده هزار تا كه باقى مانده از آنِ

--> ( 1 ) . مبسوط ، ج 2 ، ص 152 . ( 2 ) . دروس ، ج 3 ، ص 201 . ( 3 ) . مسالك ، ج 3 ، ص 176 . ( 4 ) . جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 105 .